جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۱۵
حقایق پهلوی | برخورد شاه پهلوی با اقوام

حوزه/ روایتی تکان‌دهنده از سرکوب عریان و خشونت سیستماتیک حکومت پهلوی علیه اقوام ایران؛ از قتل‌عام و بمباران مردم تا تحقیر، چپاول و کشتارهایی که فحوای آن چیزی جز حکومت با گلوله و ترس نیست.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در بخشی از کتاب «پهلوی بدون سانسور» به سرکوب خونین، کشتار گسترده و سیاست‌های خشونت‌بار حکومت پهلوی در قبال اقوام ایرانی پرداخته می‌شود.

فرمانده شصت تیرها

احمد کسروی درباره قتل عام مردم تبریز توسط مسلسل قزاق‌ها می‌نویسد:

دسته های قزاق چند شصت تیر مسلسل میداشتند. از چیزهای شنیدنی آن که فرمانده این شصت تیرها رضاخان سوادکوهی می بود که سپس به پادشاهی ایران رسید و خاندان پهلوی را بنیان گذاشت.

منبع تاریخ مشروطه ایران احمد کسروی، ص ۸۲۵

____________________________________________________

«سَر»بازی

در مورد جنایات افسران رضاخان نسبت به کردها و لرها مطالب بسیاری نقل شده است.

در یک نمونه از آنها پیتر آوری، استاد دانشگاه کمبریج چنین آورده است:

«در جنگ بین حکومت پهلوی و عشایر، داستان‌های هولناکی درباره افسرانی نقل می‌شود که خود را با بریدن سر لُرها و کُردها سرگرم می‌کردند.»

منبع: تاریخ معاصر ایران از تأسیس سلسله پهلوی تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، پیتر آوری، ص ۶۲

همچنین جان فوران، استاد جامعه شناسی دانشگاه کالیفرنیا، چنین حکایت می‌کند:

«محمدرضا شاه پهلوی نیز سیاست‌های پدر خود را در قتل عام کردها ادامه داد به طوری که در سال ۱۳۴۶ شاه چنان کردها را سرکوب کرد که آمریکایی‌های مهاجر با سرخپوستان بومی آنگونه رفتار نکردند.

منبع: مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران، جان فوران، ص۴۸۱

________________________________________________

تراژدی لُرها

ویلیام او داگلاس، قاضی دیوان عالی آمریکا در مورد فقر لرها نوشته است:

فقر بی‌اندازه لُرها، معلول تاراج و چپاول ارتش ایران هم بود. این تراژدی به سیاست رضاشاه در رابطه با مطیع کردن عشایر مربوط می‌شد.

منبع: سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی، ویلیام او داگلاس، ص ۱۷۰

_______________________________________________

«خود»کشی

رضاخان اولین پادشاه در تاریخ است که مردم کشور خود را بمباران هوایی کرد!

سرتیپ محمد شاه‌بختی، فرمانده لشگر رضاخان در لرستان و آذربایجان غربی در خاطراتش می‌نویسد:

۲۴ آذرماه ۱۳۰۶؛ طیاره امروز صبح در منطقه رومشکان و سر طرحان لرستان پرواز نموده مقداری بمب برای متمردین قسمت شرقی رومشکان پرتاب نمود.

۲۶ آذرماه ۱۳۰۶؛ یک فروند طیاره مطابق دستوری که بدواً داده شده بود به طرف رومشکان و پران پریز رفته مواضع اشرار را بمباران نموده بود.

منبع: عملیات لرستان، سرتیپ محمد شاه بختی، ص ۲۴۹ - ۲۵۰

_______________________________________________

صدام ایرانی

بمباران هوایی مردم در زمان محمدرضا شاه نیز ادامه پیدا کرد و در سال ۱۳۴۲ در نبرد گجستان، عشایر بویراحمد به خاک و خون کشیده شدند.

در این حمله هوایی به گفته محمد بهمن‌بیگی حتی به چادر سفید مدارس هم رحم نشده بود.

منبع اگر قره قاج نبود، محمد بهمن بیگی، ص ۱۵۷

_______________________________________________

رضا شاه، روحت شاد!

جنایات وحشیانه افسران رضاخان بر ضد مردم لرستان شاید در تاریخ بشریت بی‌سابقه باشد.

ویلیام او. داگلاس آمریکایی از زبان یک پیرمرد لرستانی می نویسد:

«پیرمرد به سخنان خود چنین ادامه داد: سرهنگ چندین نفر از جوانان ما را که اسیر کرده بود جمع کرد و بلافاصله دستور داد با زغال آتش روشن کنند.

من فوراً متوجه شدم در حال تدارک چه جنایت فجیعی است. او دستور داد یک طاوه آهنی بزرگ آماده کنند و طاوه را روی آتش بگذارند تا خوب تفته و قرمزرنگ بشود.

آنگاه دستور داد یکی از جوانان لُر را بیاورند.

دو نفر سرباز دستهای جوان را محکم گرفتند و سومی هم با یک شمشیر تیز در عقب او ایستاد؛ سپس با اشاره سرهنگ، سرباز جلاد با شمشیر سر جوان را قطع کرد؛

هنگامی که سر از بدن جدا شد و به کناری افتاد سرهنگ فریاد کشید بدو، بدو؛ و هم‌زمان یکی از افراد طاوه سرخ شده را روی گردن بریده چسباند.

جسد بی‌سر از جا بلند شد و یکی دو قدم دوید و بعد افتاد. سرهنگ مثل اینکه از این عمل شنیع خود رضایت حاصل نکرده باشد فریاد کشید آن جوان بلند قد را بیاورید؛ فکر میکنم که او بهتر از اینها بدود!

خلاصه آن بیچاره را هم آوردند و این بار با دقت بیشتری سر او را بریدند و طاوه آهنی را روی گردن بریده محکوم قرار دادند به طوری که این بار جسد بی‌سر توانست یکی دو قدم بیشتر بدود.

خلاصه این عمل سبعانه ادامه پیدا کرد تا اینکه یک بار سرهنگ خودش شخصاً در این عمل شرکت کرد و این بار خود مسئولیت گذاشتن طاوه آهنی تفته را روی گردن محکوم قبول نمود؛ ولی چون او به موقع نتوانست طاوه را روی گردن بریده قرار دهد لذا وقتی جلاد سر محکوم را از تن

جدا کرد خون از گردن محکوم در حدود یک متر فواره زد و سر و روی او و همه اطرافیان را خونی کرد.

پس از این که چند نفری از جوانان با این وضع فجیع کشته شدند. فکر تازه ای در مغز دیوانه سرهنگ خطور کرد تا بر سر مسافت دویدن اجساد بی‌سر شرط بندی کنند و بر سر تعداد قدم هایی که اجساد می‌توانند بدوند برد و باخت راه بیندازند.

خلاصه این جنایت بارها و بارها تکرار شد تا آنجا که بالاخره اجساد و سرهای همه محکومین هر کدام یک طرف روی زمین تلنبار شد.

گفتنی است که هر بار که این عمل وحشیانه انجام می‌شد خود سرهنگ و افسران و درجه داران و سایر افراد مثل تماشاچیان مسابقه فوتبال با دست زدن و هورا کشیدن و هلهله دوندگان بی سر را تشویق می‌کردند که قبل از افتادن هر چه بیشتر بدوند.

پیرمرد که از فرط خشم و غضب صورتش به زردی گراییده بود مکثی کرد و من از این فرصت استفاده کردم و پرسیدم: خب بالاخره در این مسابقه دو اجساد برنده چه کسی بود؟

او چند دقیقه‌ای سکوت کرد. سپس گفت: سرهنگ در اغلب شرط بندی ها برنده شد. فکر میکنم او فقط در یکی از شرط بندی‌ها که جسد توانست پانزده قدم بدود هزار ریال برنده شد.

منبع: سرزمین شگفت انگیز و مردمی مهربان و دوست داشتنی ویلیام او داگلاس ، ص ۱۷۵

______________________________________________________

دوشنده

دکتر میلسپو، مشاور رئیس جمهور آمریکا که دو دوره رئیس کل اداره مالیه ایران بوده است، در مورد حکومت رضا شاه می‌گوید:

«میراث رضا شاه حکومتی فاسد، محصول فساد و برای فساد است. به طور کلی او کشور را دوشید؛ دهقانان ایلات و کارگران را از پای درآورد و از زمینداران مالیات و عوارضی سنگین دریافت کرد.»

منبع: تاریخ ایران مدرن نوشته پرواند آبراهامیان (استاد دانشگاه نیویورک)، ص ۱۶۹

_____________________________________________________

اخبار مرتبط

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha